السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

20

در پرتو وحى (فارسى)

خصوصى و مكانيسم بازار را مىدهد و در نظام‌هاى متمركز ، جهت‌گيرى اقتصادى را به سوى دولتى شدن ترسيم مىكند . و همين ايدئولوژى است كه با بيان حساسيت‌هاى مربوط به اهداف و اصول اقتصاد اسلامى ، تقاضاى برنامه ريزى در راستاى تحقق آن اهداف و اصول را دارد . همين حساسيت‌هاى ايدئولوژيك است كه عدالت اجتماعى ، مبارزه با فقر و استضعاف و مبارزه با ثروت‌اندوزى را در نظام اسلامى به عنوان پايه حركت اقتصادى تدوين مىنمايد . دين اسلام ، دين تربيت و هدايت انسان‌ها است و براى رساندن انسان به كمال مطلوب تشريع شده است . اين دين ضمن توجه به جنبه‌هاى معنوى ، به اقتصاد نيز نظر خاصى دارد . در اين رابطه ، اسلام از طرفى داراى اهداف و اصول اقتصادى روشن است و از طرف ديگر اصول و اهدافش منسجم و هماهنگ هستند . در مرحله نهايى اسلام براى حصول اهداف و اصول مورد نظر ، داراى ابزار و وسايلى نيز مىباشد . » آنگاه چنين ميگويند : نبايد تصور شود كه كاركردن و تملك محصول آن هيچ‌گونه مانع و رادعى ندارد و هر كسى هر اندازه بتواند و بخواهد مىتواند ميدان كار خود را وسيع‌تر بگيرد و همه امكانات و مواهب و منابع طبيعت را به خود اختصاص دهد و با تحت سلطه درآوردن بىحساب منابع ثروت و انحصارطلبى بىحد و حصر و استفاده از امكانات علمى و مزاياى قانونى و حقوقى همه چيز را در اختيار خويش قرار دهد و موجب سلب امكانات ديگران حتى نسل‌هاى